ياس

باید از فقدان گل خونجوش بود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در فراق یاس مشکی پوش بود

 

یاس ما را رو به پاکی میبرد

رو به عشق اشتراکی میبرد

 

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

میچکانید اشک حیدر را به چاه

 

اشک میریزد علی مانند رود

بر تن زهرا گل یاس کبود

 

گریه کن حیدر که مقصد مشکلست

این جدایی از محمد مشکلست

 

گریه بر فرق عدالت کن که فاق

میشود از زهر شمشیر نفاق

 

باز کن حیدر تو شط اشک را

تا نگیرد با خجالت مشک را

 

گریه کن بر زیر تابوت روان

گریه کن بر نسترنهای جوان

 

گریه کن زیرا که گلها دیده اند

یاسهای مهربان کوچیده اند

 

گریه کن زیرا که شبنم فانی است

هر گلی در معرض ویرانی است

 

زیر گورستانی از برگ رزان

من بهاری مرده دارم ای خزان

 

زخم ان گل در تن من چاک شد

ان بهار مرده در من خاک شد

 

ای بهار گریه بار نا امید

ای گل مأیوس من یاس سپید!

 

* * * *

زخم شیعی خدعه قطامه هاست

زخم شیعی در زیارتنامه هاست

 

شیعه یعنی کشف یک قتل فجیع

شیعه یعنی دفن یک گل در بقیع

 

ای ضریح بی نشان خاکت کجاست؟

ای  بقیع گریه  پژواکت کجاست؟

 

به دنبال تو...

به دنبال ضریح بی نشانت تا خدا خواهم رفت...

تا سرزمین گمشده عشق...

و خواهم گفت که بیمرامان کوفه بر فقر یاس راضی شدند...

 

دوباره باید شبهای بدون غزل را دید

دوباره باید در فراق فاطمه عشق را چید

 

دوباره میتوان سرنوشت عشق را خواند

دوباره میشود از کودکان مدینه ترانه شنید...

 

* * * *

کشته اند این قوم روح یاس را

دختر   دیوانه ی  احساس را

 

عشق من ما مال عصر خاره ایم

عشق من ما در زمین آواره ایم

 

وای بر این عصر سرب آجین شده

وای بر این مردم نفرین شده

 

/ 0 نظر / 11 بازدید