جمعه ۱۴ / ربيع الثاني / ۱۴۲۷

من هم مي ميرم اما نه مثل غلامحسين
از مار گزيدگي
پس پدرش به دره ها و رودخانه هاي بي پل نگاه كرد و گريست
چه كسي آغل گوسفندان را پاك كند؟./سلمان هراتي

شعرهايم بدرد مردن ميخورد
قبرستان شهر
بلوك چهار
شماره چهل
دل بازماندگان را شاد كنيد!
بصرف شام!
يا لااقل پشت سرم فحش بدهيد
اينطور غريب مردن خوب نيست
اينطور بي صدا آمدن و رفتن
اينطور در لجن زندگي آرام آرام پايين رفتن
در شان ما نبود
در شان ما نيست
باور كنيد
مردن در كثافت حق ما نبود
ممنون آقاي پدر و مادر، ممنون
با اين حال، ما هم مقصر بوديم
بايد بلند تر از اين زندگي ميكرديم
شايد هم اينطور مردن حق مان بود
براي ما كه صداي دلمان را بلند نكرديم
...
مگر نمرده ايم عزيز دلم؟
در لجن پايين رفتن خودش مردن است
مثل گوسفند زندگي كردن، آمدن و رفتن و نفهميدن مردن است
××
اي آنكه خوانده اي
كاش تمام ميخواندي
نه اينطور مصرع مصرع
شرحه شرحه
×××
اي آنكه خوانده اي
حرف ها
نا تمام خواهد ماند؟

/ 0 نظر / 6 بازدید