می آيم
عنق تر از عنق
دستکش چرميم را گاز ميگيرم و
می گويم
راستی
خبر داری؟
دارم شوهر می کنم!
بکن!
به درک!
خيال می کنی از پا درمی آيم؟
ببين
عين خيالم نيست
يادت رفته چه ميگفتی؟
جک لندن
پول
عشق
ماجراجويی
اما من ميديدم
تو ژوکوند بودی
تو را بايد ميربودند
تو رت ربودند
آهای!
کشته مرده های جرم و جنايت و قتل
از شما میپرسم
آيا ديده ايد
چهره ای آرامتر از چهره خشمگين من؟
وقتی آرامم
انگار خودم نيستم
الو
مامان!
پسرت بهترين مريضی دنيا را گرفته
مامان
قلب پسرت گر گرفته

آتش نشانی کمک!
اما آتش نشان ها
چند لحظه لطفا!
قلب گر گرفته ام را
با ملايمت خاموش کنيد
خودم
برايتان
آب خواهم آورد.

ولاديمير ماياکوفسکی

 

/ 0 نظر / 3 بازدید