غريبانه

غریبانه میمیریم مرد!!!

چقدر غريب ،
غريبانه ميميريم !
سبک، به ناچيزي ِيک نفس
سنگين به تلخي يک آه
بغض
گريه

چقدر شکيبا
زيبا
ميميريم!
به آهستگي يک راز
به حرمت ِ يک خستگي
دلبستگي
دل بريدن
خنديدن
به ساية علف ،
گريستن به گم شدن يک سکه
در حسرت آب نبات چوبي

به خوبي
به سادگي
به سنگيني ميميريم !



چقدر غريب
غريبانه
ميميريم ، مرد !
چقدر تمام ميشويم
چقدر به سيم آخر ميرسيم
چقدر مصرف ميشويم
تا ساية ساليان دراز بغض بماند و
وزش آهستة توفان مرده
در لرزش شانه ها . . .
چقدر غريب
چقدر غريب
چقدر غريب
غريبانه ميميريم ، مرد !

/ 0 نظر / 12 بازدید