از خواب گران برخيز...

دامهايي است كه آدمي را در خود مي بلعدو تفاله اي او را به زندگي روزمره باز پس ميدهد.آنوقت آدم فكرميكند آدم است و فكر ميكند كه دارد زندگي ميكند،در حاليكه همچون انار آب گرفته اي است در سطل زباله در روياي باغ و بوستان. اين دامها آنقدر هم فراوان نيست كه ازشمارش درآيد.انگشت شمار است اما در باب وحوصله نوشته امروزمان،سنگ چين يكي از دامها است به قرار زير:

وقتي كودكيم،زندگي واقعي داريم. هرچيزي، يك چيزجديد است ومارا به تجربه ميخواند،هرآدمي باديگري فرق داردويك موضوع خاص خود

است بعد،به مرور زمان زندگيمان استعاره اي ميشود.همه چيز را دسته بندي ميكنيم.هر آدمي جزو انبوه آدمي است نه چيز ديگرو هر سيبي هم وهر اناري هم.

آنوقت درگذر از دنياي حقيقي كودكانه به دنياي استعاري بزرگسالانه، كوله باري ازباورهاهم همراه ما مي آيد،باورهايي كه از بس شنيده ايم،باور كرده ايمو در دنياي استعاري بزرگسالانه،در مجموعه اي ازواقعيتها قرار ميگيرندو ما هيچ وقت در غلط بودن آنهاشك نميكنيم. واين باورها همان دام خطرناكي است كه مارا تفاله ميكند.مثل همان انار تفاله شده ي سطل زباله وخود نميدانيم.

چقدر خوب است آدمي،هر از گاهي،همه باورهايش را روي ميزبريزد و مثل يك كودك كنجكاو انها را بازرسي كند.

------------------------------------------------------

بالاخرا از بلاگ اسکای به خونه قبليم مهاجرت کردم.....مطالب وبلاگ قبلی رو هم حتی المقدور به اينجا انتقال دادم.....تا چه پيش ايد....

/ 0 نظر / 12 بازدید